ایستاده ام . . .!
در باران . . .
همه تندتر راه می روند
تنها منم که ایستاده ام !
و با چشمانم به تـــــو فکر می کنم . . . !

ܓ♥ܓ✿ کلبه احساس دخترک شهریوری ܓ♥ ܓ✿
در باران . . .
همه تندتر راه می روند
تنها منم که ایستاده ام !
و با چشمانم به تـــــو فکر می کنم . . . !

از وقتی که تمام وجودم درگیرت شده است
زندگی رنـگ دیگری به خود گرفته
به رنگ رویاهایم
همان رویاهای قشنگی
که مرا به سوی آینده روشن سوق می دهد
ای کاش رویاهایم رنگ واقعیت به خود بگیرند . . .

+ ترشح احساس 10
فاصله ها
دیوار ها
متر ها
و مساحت ها
اصلا اعداد ریاضی . . .
هم نمی توانند از تو دورم کنند
چون در امن ترین جای جهان پنهانم کرده ای
"قلبت"

+ ترشح احساس 9
دلتنگی مرض عجیبی است
درد دارد
گوشه ای دنج یک استکان بغض سرکشیده دارد
و کمی هم رنگ خوراکی با طعم تلخ انتظار
دلتنگی فاصله نمی شناسد
حتی در نزدیک ترین مسافت
روزگارت را سیاه می کند . . .
حتی زمان هم نمی شناسد
دلت که بگیرد
فقط وجود اوست
که تسکین ات می دهد

+ ترشح احساس 8
دوست داشتنت
حس عجیبی را در من می رویاند
احساسی زیبا ، همچون نم نم باران پاییزی
که مرا سرشار از تازگی می کند
انگار که تمام غم های جهان
با دیدنت چمدان می بندند و می روند
چه احساس شیرینی است !
داشتنت . . .

+ ترشح احساس 7
دوباره پاییز
اما نه " فصل خزان " زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز ، موسم شدید دلدادگی . . .

+ پاییزتون مبارک دوستای خوبم
سه سال از روزی که تو مونس تنهایی های من شدی گذشت
وای که چقدر زمان ، سریع با چشم بر هم زدنی می گذرد
جز اینجا جایی نبود که ناگفته هایم را بگویم
کسی شنوای حرف هایم نبود
اگر نبودی دوستان مجازیم هم الان نبودند
خوشحالم از اینکه می توانم اینجا حرف هایم ، درد و دل هایم را بگویم
بگویم برای دوستانی که مجازی هستند
همان دوستانی که هر چند در آن سوی فاصله ها
واقعی با جان و دل این ناگفته ها را می شنوند
لمس می کنند . . .
وب من تولد سه سالگیت مبارک


ذهنم آشفته،
خواب هایم پریشان،
خنده هایم فتوشاپی ،
درد و دل هایم با دیوار فیس بوک و وبلاگ !
میزان همدردی ها هم با لایک و کامنت !
و تکرار پشت تکرار !!!

آهسته گفت: خدآ نگه دآرت در رآه بست و رفت . . .
آدمهآ چه رآحت مسئوليت خودشآن رآ به گردن خدآ مي اندآزند . . .

گاهی دلم برای گوشهایم می سوزد
طفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند









